سيد محمد كمره اى

475

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

كه آن‌ها حاضر شوند كه در تحت قشون جديد كه براى حفظ بىطرفى ايران مىگيرند آن‌ها هم حاضر شوند و در اين مدت كه جنگلىها با آن مذاكرات سابق من با وثوق الدوله مماشات مىكردند براى اين بود كه شايد وثوق الدوله متأسف حقيقى شده باشد و كمربسته باشد كه به تدبير ، خدمت به ايران و ايرانى نموده باشد اما حالا كه اين بيچاره‌ها را به دار زده و اين مذاكرات را كه سوق هم‌عهدى با متفقين را مىنماياند به ميان آمده مىترسم حاج آقا كه همراه من باشد ، من هم در خدمت جنگلىها مورد تعرض شوم و آيا جنگلىها چه جواب به حاج آقا خواهند داد و اگر اتفاقا جنگلىها از من بپرسند كه تو چه عقيده دارى و اوضاع مركز را چگونه ديدى ، من چه بگويم ؟ و ليكن چون من يك نفر آدم كاسب هستم و بايد در تأمين معاش خود از راه كسب جديت نمايم به جهت اينكه اول شرط صحت خدمت براى نوع اين است كه معاش آدم از ناحيه خودش منظم باشد و موقع خريد توتون در رشت است بايد بروم ، علاوه آنكه دو سه روز خبر رسيده كه حضرات جنگلىها محصول املاك وثوق الدوله و قوام السلطنه را در رشت كه معادل با بيست هزار تومان است براى مخارج جمعيت قشونى خودشان تصرف كرده‌اند . چون آن‌ها تاكنون يك پول از اجنبى نگرفته و نخواهند گرفت و لابدند از محصول املاك متنفذين بگيرند و تابه‌حال هم اين رقم كه همه محصول وثوق الدوله و قوام السلطنه را ضبط كرده باشند نشده بود . حالا مىترسم وثوق الدوله بعد از شنيدن اين قضيه مرا توقيف . و رشت هم كه بشنوند وثوق الدوله با آزاديخواهان اين قسم كرده و آن‌ها را تبعيد و به دار زده از مماشات خود كه تاكنون مىنمودند برگردند . صلاح در اين است بروم . تشكيلات سرى ، سرپوش رويگردانى مردم بعد مميززاده رسيد كه امشب برحسب تبانى كميسيون مختلط جمع شده ، ترتيب حوزه‌ها و تشكيلات را بدهند . آژان آمد و حكم به تفرقه را داد ، ما هم آمديم . من حدس زدم كه چون روح وثوق الدوله و نظامى و نظميه در دست خودشان است از براى اينكه رد گم كنند و بگويند ما مربوط نيستيم و چنان كه شهرت داده‌اند كه چون وثوق الدوله همراه نيست ، بايد تشكيلات را سرّى داد و اينكه چون بنده كاسه و كوزه آن‌ها را شب پيش به‌هم زدم ديگر تشكيلات